تصویر ثابت


Auto Forwarding .......

شما ثانیه دیگر به بانک جاوا اسکریپت ایران منتقل می شوید
نکته های آموزشی - لطفابه سایت ما به آدرس roochi.ir مراجعه نمایید
سفارش تبلیغ
صبا
[ و جابر پسر عبد اللّه انصارى را فرمود : ] جابر دنیا به چهار چیز برپاست : دانایى که دانش خود را به کار برد ، و نادانى که از آموختن سرباز نزند و بخشنده‏اى که در بخشش خود بخل نکند ، و درویشى که آخرت خویش را به دنیاى خود نفروشد . پس اگر دانشمند دانش خود را تباه سازد نادان به آموختن نپردازد ، و اگر توانگر در بخشش خویش بخل ورزد درویش آخرتش را به دنیا در بازد . جابر آن که نعمت خدا بر او بسیار بود نیاز مردمان بدو بسیار بود . پس هر که در آن نعمتها براى خدا کار کند خدا نعمتها را براى وى پایدار کند . و آن که آن را چنانکه واجب است به مصرف نرساند ، نعمت او را ببرد و نیست گرداند . [نهج البلاغه]
مشخصات مدیروبلاگ
 
قاسمی09151185733[6]
باسلام خدمت اهالی محترم روستا وبازدیدکنندگان عزیز ما آمده ایم تا با کمک جوانان روستا بتوانیم قدمی در جهت رفع مشکلات روستایمان روچی برداریم وبتوانیم وبلاگی را جهت جمع آوری اطلاعات ومعلوماتی که مورد نیاز شماست فراهم کنیم ازشما هم میخواهیم مارادراین راه یاری کنید باتشکر

خبر مایه

حلول ماه مبارک رمضان را بر همه اعضاء محترم ، دوستان گرامی و همشهریان عزیز تبریک عرض می نمایم

رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا  ،

 مستعد سفر شهر خدا کرد مرا
از گلستان کرم طرفه نسیمی بوزید

 که سراپای پر از عطر و صفا کرد مرا
نازم آن دوست که با لطف سلیمانی خویش  ،

 پله از سلسله دیو دعا کرد مرا
فیض روح‌القدسم کرد رها از ظلمات ،

همرهی تا به لب آب بقا کرد مرا
من نبودم بجز از جاهل گم کرده رهی ،

 لایق مکتب فخر النجبا کرد مرا
در شگفتم ز کرامات و خطاپوشی او ،

من خطا کردم و او مهر و وفا کرد مرا
دست از دامن این پیک مبارک نکشم  ،

که به مهمانی آن دوست ندا کرد مرا
زین دعاهاست که با این همه بی‌برگی و ضعف ،

در گلستان ادب نغمه سرا کرد مرا
هر سر مویم اگر شکر کند تا به ابد ،

کم بود زین همه فیضی که عطا کرد مرا

ا طاعاتتان مورد قبول خداوند متعال ، التماس دعا


89/5/19::: 9:17 ع
نظر()
  
  

صدای پای بهار
کم کم غروب ماه رسول خدا نزدیک می شود و ماه مهمانی خدا فرامی رسد. خوشا به حال آنان که توفیق آن داشتند که از فضیلت های رجب وشعبان بهره برند تا با روحیه ای مضاعف پای به ضیافت الهی گذارند.
به هر حال هر کس به نوعی آماده ی این بزم آسمانی می شود،از جمله خبر خوشحال کننده ی بازگشایی مسجد بالا پس از بازسازی در آغاز ماه مبارک رمضان که جا دارد از تمامی کسانی که به هر نحو در این امر خیر سهیم بوده اند بخصوص روحانی معظم آقای طالبیان تشکر صمیمانه کنیم و صدالبته که اجر همه ی آنان با حضرت باریتعالی خواهد بود.
فراموشمان نشود که ماه رمضان بهار قرآن است ،درمشهدنیز همشهریان ما در جلسه قرآن خاتم الانبیاء همانند سالهای قبل هرشب به تلاوت یک جز از کلام الله مجید خواهند پرداخت . این عزیزان که قریب به اتفاق جوان ودرحال حاضر(سی)30 خانواده هستند با آنکه همه می دانیم محلّه ای هم که در آن زندگی می کنند از محّلات قدیمی نیست ولی باهمّت زیاد جلسه ای پر رونق به راه انداخته اند وازنظر قدمت بعد از جلسه محبّان اهل بیت که فعلا در محدوده قاسم آباد فعّال است دومین گردهمایی همشهریان به حساب می آیدواین عزیزان به خاطر مزّیت نزدیکی خانه ها این سعادت را یافته اند که هر شب ماه مبارک دور هم باشند ودر ضیافت افطاری همدیگر حضور یابند. امتیازی که از عزیزان قاسم آباد سلب شده است وباوجود تاکیدهیئت امنا امکا ن این که همه وهر شب در فاطمیه حضور یابند وجود ندارد.
یادمان باشد که اکثر عزیزان همشهری از دیرباز در محدوده گاز ورسالت ساکنند وبیشترین امکانات را در اختیار دارند ولی متاسفانه با وجود نزدیکی نسبی به فاطمیه (همان حسینیه خودمان)جمعیت متشکل هفتگی ندارند وفکر خاصّی برای این موضوع نشده است وتنها به مراسم خاص اکتفا می شود ، وهمانطور که می بینیم در این گونه مراسم این عزیزان هم سنگ تمام می گذارند وحقیقتا گله ای نمی توان کرد بلکه همانطور که عرض شد باید با همفکری خود این عزیزان رونقی همیشگی به حسینیه داد تا ضمن استفاده ازبرنامه های معنویی دلتنگی غربت را در کنار هم فراموش کنیم .                        
 انشاءالله


89/5/16::: 2:29 ع
نظر()
  
  

 

 

چهارشنبه سوری روزی ا‌ست که ایرانیان، با پریدن از روی آتش، درد و رنج خود را به آن‌ چه افزون بر اشویی‌اش، پاک‌کننده است؛ می‌سپارند و به‌ جای آن سرخی (شادابی و تن ‌درستی) را از اخگرهای سرکش و سوزنده‌ آتش می‌گیرند. ولی چرا چهارشنبه! اگر آتش پاک‌ کننده‌ پلیدی ‌هاست پس چرا روزهای دیگر از روی آن نمی‌پرند و شادابی از او نمی‌گیرند؟!
بر پایه‌ گواه ‌هایی که در گنجینه‌ تاریخ و سینه‌ مردمان برجای مانده است، سیاوش در روز چهارشنبه‌ پایان سال، کشته شده است. روزی که ما از آن با نام چهارشنبه ‌سوری یاد می‌کنیم و هرساله آن را گرامی‌ می‌داریم.
از بهر ناسازگاری دین زردشت با سوگواری در مرگ کسان و خویشان، ایرانیان برای زنده‌ نگاه ‌داشتن یاد سیاوش، در روز چهارشنبه‌ پایان سال آتش برمی‌افروختند و به شیوه‌ سیاوش از میان اخگرهای سرکش آن می‌گذشتند. آیینی که تا امروز در فرهنگ ما بر جای مانده و زمینه ‌چینی‌ های ایران ‌ستیزان و نیروهای انیرانی در راه پیش‌گیری از انجام بزرگ ‌داشت آن به جایی
نرسیده است.
در روز شمار ایرانیان باستان هریک از سی ‌روز ماه را نامی است که نام دوازده ماه سال نیز در میان آنهاست ، ایرانیان باستان در هر ماه که نام روز با نام ماه برهم منطبق و یکی می‌شدند آن را به فال نیک گرفته و آن روز را جشن می‌گرفتند ، اغلب جشنهای ایرانیان آریایی چه آنهایی که امروز برگزار می‌شوند و چه آنهایی که فراموش شده‌اند ریشه در آئین کهن زرتشتی دارد، به قول پرفسور مری بریس شادی کردن، تکلیفِ دلپذیرِ دینی این جماعت است. در کتیبه‌ های هخامنشی هم شادی و جشن ودیعه‌ای الهی ))اهورایی ((است. پیوند ایرانیان آریایی قبل از اشو زرتشت با ایزدان خود نه پر پایه جهل و ترس از آنان بلکه بر اساس مهر و دوستی استوار بود و مردم در مقابل نعمات و سلامتی عطا شده به آنان به جشن (یَزَشْنْ = نیایش شادمانه) می‌ پرداختند و آنان بایستی با خشنودی و شادی و پایکوبی (نه غم و سوگ‌ و گریه و زاری که از صفات و علامات اهریمنی می‌باشد) و در عرصه وشنایی و آگاهی به نیایش و
ستایش ایزدان می ‌پرداختند.
در گذشته‌های دور آریاییان به گرد آتش جمع می‌ شدند و با نوشیدن شیره گیاه هوم (هَئومَه
haoma) و با پایکوبی و هلهله و شادی به قربانی حیوانی (معمولاً گاو) می‌ پرداختند و بخشی از آن گوشت را به آتش می‌ افکندند. زرتشت غریوهای مستانه و افکندن گوشت قرابانی در آتش و الوده کردن آن را نفی کرد و کشتن جانوران را به رنج، و تباه کردن گوشت آن را کاری اهریمنی به شمار آورد و در برابر اینها خشنودی و پایکوبی و شادمانی از هستی و آفرینش را در گرد آتش درست و برابر با اَرْتَة (فضیلت، سامان و نظم هستی ) و نیکوکارانه شمرد. مطابق قول و حدس استاد ذبیح بهروز چهارشنبه سوری جشنی است مانند بیشتر جشنهای ایرانی که با ستاره شناسی بستگی تام داشته ومبدإ همه حسابهای علمی تقویمی به شمار می رود. در آن روز در سال 1725 پیش از میلاد زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری جهان را نموده و کبیسه پدید آورده و تاریخ های کهن را درست و منظم کرده است؛ پس به نظر ایشان در سال 1725 پیش از میلاد، شبی که در روز آن زرتشت تاریخ را اصلاح کرده است، به یادبود آن ، همه ساله مردم ایران جشن بزرگی بر پا کرده و با آتش افروزی، شادی خود را آشکار و اعلام کرده اند و آن رصد و اصلاح تاریخ تا کنون در هیأت و یادمان چهارشنبه سوری (شب جشن سوری) یا جشن سوری باقی و جاری مانده است .

 

 

 

 


  
  
وقت دارید بخوانید..... داستان خیلی قشنگ......

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.
نتیجه اخلاقی داستان:
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید.
پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.

  
  

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار

 خواهیم خفت

 

 (دکتر شریعتی)


  
  

رازهای موفقیت

راز اول
وقتی کار به مشکل می خورد، نه دیگران را سرزنش کن و نه خود را،
انسان وقتی شنا یاد می گیرد که از فرو رفتن در آب نترسد.


رازدوم
برای موفقیت در هر کار،
باید ابتدا تصویر واضحی از نقشة کار داشته باشی.
آن گاه، همان طور که در باد شدید، نخ بادبادک را محکم نگه می داری،
باید هدفت را هم به همان محکمی نگه داری.

رازسوم
اگر طرحی در عمل مشکل تر از آن شد که فکر می کردی،
دلسرد نشو.همه چیز این دنیا همین طور است،
خصوصاً اگر ارزشمند باشد.
لاجرم خود حبابی بیش نبود، زیبا اما توخالی.


  
  

 

رازهای موفقیت

 

 راز اول
از کارهایی که ناچاری انجام دهی لذت ببـــر.
نق زدن تنها تو را خسته تر می کند و نمی گذارد کار را درست انجام دهی.
اما اگر با موفقیت مانند یک دوست رفتار کنی.

مثل سگ همه جا به دنبالت خــــــواهد بود.


  
  
<      1   2   3   4   5   >>   >
پیامهای عمومی ارسال شده
+ سلام دوست خوبم تولدت مبارک


+ باسلام دوست خوبم تولدت مبارک
+ باسلام